انس امام رضا (ع) با قرآن 

امام رضا(ع) يکي از مفسران واقعي قرآن بود و در طول زندگي پر برکتش عنايت ويژه‌اي به اين راهنماي بزرگ داشت.
هر سه روز، يک ختم قرآن
ابوذکوان عشق وصف‌ناپذير امام رضا(ع) را به قرآن کريم چنين توصيف کرده است:حضرت هر سه روز يک بار قرآن را ختم مي‌کرد و آنگاه مي فرمود: اگر مي‌خواستم زودتر از سه روز آن را به پايان برسانم، مي‌توانستم، اما نخواستم چنين کنم. زيرا در هنگام تلاوت به هر آيه که مي‌رسيدم در آن فکر و انديشه مي‌کردم که درباره چه چيزي و در چه زماني نازل شده است. از اين رو در هر سه روز يک‌بار، قرآن را به پايان مي رسانم.
قرآئت قرآن در بستر خوابعشق فراوان امام(ع) به اين کتاب آسماني او را بر آن داشت تا علاوه بر روز، در شب نيز قرآن بخواند و حتي آيات زيادي را در آستانة خواب و در رختخواب تلاوت مي‌کرد.رجاءبن‌أبي‌الضحّاک که گزارشي از سفر امام(ع) داده است، چنين گويد: امام(ع) به هنگام خواب در رختخواب خويش فراوان قرآن مي‌خواند و هرگاه به آيه‌اي مي‌رسيد که در آن يادي از بهشت يا جهنّم آمده بود، گريه مي‌کرد.
هزار ختم قرآن در يک پيراهن
شيخ طوسي در کتاب امالي به سند خود از علي‌بن‌علي، فرزند برادر دعبل خزاعي نقل کرده است که در سال 198 ق. همراه برادرم دعبل خدمت امام رضا(ع) رسیدیم و تا پايان سال 200 ق. در محضرش اقامت داشتيم و سپس به قم رفتيم. بعد از آنکه امام به برادرم، دعبل پيراهن پشمينة سبزرنگي به همراه انگشتري با نگين عقيق هديه کرد، به او درهم‌هايي که نام حضرت بر آن منقوش بود ، مرحمت نمود و به او فرمود: اي دعبل از اين پيراهن به خوبي محافظت کن که من در اين پيراهن هزار شب هزار رکعت نماز خوانده‌ام و هزار مرتبه قرآن را در آن ختم کرده‌ام.
محدثان و راويان حديث نقل کرده اند که امام رضا (ع)پس از تلاوت برخي آيات قرآن يا در پايان برخي از سوره‌هاي قرآن به طور آهسته يا بلند جملاتي را بر زبان جاري مي‌کردند که بخشي از آن‌ها را رجاءبن‌أبي‌الضحاک براي ما نقل کرده است.
وي مي‌گويد: امام رضا (ع) در تمام نمازهاي خود در شبانه‌روز بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم را بلند مي‌گفت و هرگاه آيه قل‌هوالله‌أحد را تلاوت مي‌کرد، پس از آن آهسته مي‌گفت: الله‌أحد و هرگاه سوره توحيد را به پايان مي‌رساند، سه مرتبه مي‌فرمود: کذلک الله ربّنا.
پي‌نوشت‌ها:امالي صدوق، ص 660؛ بحارالانوار، ج 49،ص90.
عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 182؛ بحارالانوار، ج 49، ص 94.
امالي شيخ طوسي، ص 359؛ بحارالانوار، ج 49، ص 238.
بحارالانوار، ج 49، ص 94.